تبليغاتX
پیرخراباتیان
 

منوي وبلاگ

    
    صفحه اصلي
    ايميل مدير
    طراح قالب
 

نويسنده

    


 

موضوعات

    


 

آرشيو

    
    اسفند 1386
    خرداد 1386
    اردیبهشت 1386
    فروردین 1386
    دی 1385


 

طراح قالب

گالري قالب وبلاگ
 

تبری

 
333 magnify

در کتاب (شاخه ی طوبی) صفحه ی 1 عالم جلیل القدر شیخ یوسف بحرانی و محمدبن السایب کلبی و ابی مخنف لوط بن یحیی ازدی در کتاب (صلاة) در معرفت صحابه و کتاب (التنقیح) در نسب صریح، روایت کرده اند از عبدالله بن سیایه که او گفت: نکاح شبه از احکام نکاح حلال است، و متولد از شبه و زنا نجیبتر است از ولد فراش، و گاه در بعضی نسبت ها کراماتی اتفاق میافتد که مناسب حال و سزاوار شأن اوست از ازتباط نسبتی بعضی به بعض. و عرب فخر میکرد اگر این قسم در خودشان یا در چهارپایان ایشان بود.

شاعری در تعریف شتر خود گفته...

بعد از آن گفته: نفیل از حبشه بنده ی کلب بن لوی بن غالب قریشی بوده است.بعد از مردن کلب، عبدالمطلب او را متصرف شد. و صهاک کنیزی بود که از حبشه برای آن جناب فرستاده اند. روزها نفیل را به چراندن شتران و صهاک را به چراندن گوسفندان به صحرا میفرستاد و در چراگاه میان ایشان تفرقه می انداخت. روزی اتفاق افتاد که این دو در چراگاهی جمع شدند.نفیل عاشق صهاک شد. و عبدالمطلب زیر جامه ی پوستی بر پای صهاک کرده بود و بر آن قفلی زده بود و کلید آن را با خود نگاه میداشت. چون نفیل اظهار میل و خواهش جماع کرد، صهاک گفت: راه این کار مسدود است با این لباس پوست که پوشیده ام و این قفل که بر آن است. نفیل گفت: به جهت آن حیله کنم.پس قدری روغن گوسفند گرفت و آن پوست و اطراف آن را نرم کرد و آن را پایین کشید که تا زانو رسید، پس با او جماع کرد. و به خطاب حمل برداشت. چون صهاک زایید از ترس جناب عبدالمطلب آن را در مزبله انداخت و زن یودیه ی نانوایی او را برداشت و تربیت کرد. چون بزرگ شد شغل هیزم کنی پیش گرفت. از این جهت او را حطاب میگفتند، و در زبانها به غلط خطاب شد. و صهاک در نهان گاه گاه او را سر کشی می کرد. روزی در نزد او کج شده بود، کفل او نمایان شد. خطاب برخاست و ندانست که اوکیست و با او جماع کرد و حامله شد به حنتمه! او را نیز بعد از زاییدن به مزبله انداخت وهشام بن مغیرة بن ولید آنرا برداشت و تربیت کرد و از این جهت در نسب به او نسبت میدهند. چون بزرگ شد خطاب در خانه ی هشام تردد میکرد، حنتمه را دید در نظرش مرغوب افتاد و خواستگار شد. هشام حنتمه را به او تزویج کرد و از او عمر متولد شد.پس خطاب والد عمر است به جهت اینکه از نطفه ی او حنتمه او را زایید و جد اوست چرا که از زنای او با صهاک حنتمه متولد شد. و چون حنتمه و خطاب از یک مادرند، پس خطاب دایی و جد مادری و پدر اوست، و حنتمه مادر اوست که او را زایید و خواهر او چون عمر و حنتمه از یک پدرند و عمه ی او زیرا که حنتمه و خطاب از یک مادرند که صهاک باشد. این است مخلص کلام کلبی. و ابومخنف را در این مقام کلام طویلی است که از ذکر آن در مگذریم.

و نیز از کتاب (مثالب) محمدبن السایب نقل شده که بعد از زنای نفیل با صهاک عبدالعزیزبن ریاح نیز با وی مواقعه کرده و خطاب منتسب به این دو نفر است.




نويسنده : عبدالعباس(خراباتی تنها) در تاريخ : چهارشنبه هشتم اسفند 1386 |
 

مطالب گذشته
تبری
نغمه دل
شهادت حضرت صدیقه طاهره(س)
تقدیم به ساحت مقدس حضرت ام البنین(س)
تصرف ‏فدك ‏از جانب ‏حكومت
سیاهترین هفته تاریخ
دانلود مداحی
باعباس(ع)در حماسه عاشورا
مظهرشجاعت و وفا
درآینه القاب
سیمای ابوالفضل(علیه السلام)
بانوی کرامت
فصل جوانی
میلاد فرزند شجاعت

شروع عشقبازی
درد دل حضرت صاحب الزمان با حضرت زینب(س)
کرامات العباسیه
ولایت مطلقه
امضای شخصی این دل تنها
 
جستجو

    



 

نظرسنجي

    
كد نظرسنجي را اينجا قرار دهيد


 

پیوندها
 

پیوندهای روزانه

    
     گالري قالب وبلاگ


 

آمار وبلاگ

    
    كل بازديد ها :