در کتاب (شاخه ی طوبی) صفحه ی 1 عالم جلیل القدر شیخ یوسف بحرانی و محمدبن السایب کلبی و ابی مخنف لوط بن یحیی ازدی در کتاب (صلاة) در معرفت صحابه و کتاب (التنقیح) در نسب صریح، روایت کرده اند از عبدالله بن سیایه که او گفت: نکاح شبه از احکام نکاح حلال است، و متولد از شبه و زنا نجیبتر است از ولد فراش، و گاه در بعضی نسبت ها کراماتی اتفاق میافتد که مناسب حال و سزاوار شأن اوست از ازتباط نسبتی بعضی به بعض. و عرب فخر میکرد اگر این قسم در خودشان یا در چهارپایان ایشان بود.
شاعری در تعریف شتر خود گفته...
بعد از آن گفته: نفیل از حبشه بنده ی کلب بن لوی بن غالب قریشی بوده است.بعد از مردن کلب، عبدالمطلب او را متصرف شد. و صهاک کنیزی بود که از حبشه برای آن جناب فرستاده اند. روزها نفیل را به چراندن شتران و صهاک را به چراندن گوسفندان به صحرا میفرستاد و در چراگاه میان ایشان تفرقه می انداخت. روزی اتفاق افتاد که این دو در چراگاهی جمع شدند.نفیل عاشق صهاک شد. و عبدالمطلب زیر جامه ی پوستی بر پای صهاک کرده بود و بر آن قفلی زده بود و کلید آن را با خود نگاه میداشت. چون نفیل اظهار میل و خواهش جماع کرد، صهاک گفت: راه این کار مسدود است با این لباس پوست که پوشیده ام و این قفل که بر آن است. نفیل گفت: به جهت آن حیله کنم.پس قدری روغن گوسفند گرفت و آن پوست و اطراف آن را نرم کرد و آن را پایین کشید که تا زانو رسید، پس با او جماع کرد. و به خطاب حمل برداشت. چون صهاک زایید از ترس جناب عبدالمطلب آن را در مزبله انداخت و زن یودیه ی نانوایی او را برداشت و تربیت کرد. چون بزرگ شد شغل هیزم کنی پیش گرفت. از این جهت او را حطاب میگفتند، و در زبانها به غلط خطاب شد. و صهاک در نهان گاه گاه او را سر کشی می کرد. روزی در نزد او کج شده بود، کفل او نمایان شد. خطاب برخاست و ندانست که اوکیست و با او جماع کرد و حامله شد به حنتمه! او را نیز بعد از زاییدن به مزبله انداخت وهشام بن مغیرة بن ولید آنرا برداشت و تربیت کرد و از این جهت در نسب به او نسبت میدهند. چون بزرگ شد خطاب در خانه ی هشام تردد میکرد، حنتمه را دید در نظرش مرغوب افتاد و خواستگار شد. هشام حنتمه را به او تزویج کرد و از او عمر متولد شد.پس خطاب والد عمر است به جهت اینکه از نطفه ی او حنتمه او را زایید و جد اوست چرا که از زنای او با صهاک حنتمه متولد شد. و چون حنتمه و خطاب از یک مادرند، پس خطاب دایی و جد مادری و پدر اوست، و حنتمه مادر اوست که او را زایید و خواهر او چون عمر و حنتمه از یک پدرند و عمه ی او زیرا که حنتمه و خطاب از یک مادرند که صهاک باشد. این است مخلص کلام کلبی. و ابومخنف را در این مقام کلام طویلی است که از ذکر آن در مگذریم.
و نیز از کتاب (مثالب) محمدبن السایب نقل شده که بعد از زنای نفیل با صهاک عبدالعزیزبن ریاح نیز با وی مواقعه کرده و خطاب منتسب به این دو نفر است.